محمد بن حسين البيهقي

1083

تاريخ بيهقى ( فارسي )

و در قتل حسنك كه امير محمد را در رسيدن به سلطنت يارى كرد سخت كوشيد ( 12 ) - مرا : مراد ابو الفضل بيهقى است كه جانشين بو سهل شد ( 13 ) - تازه توقيعى : يعنى توقيع تازه‌يى . شايد هم : به تازه توقيعى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - توقيع : امضاء كردن فرمان و نامه ، مصدر باب تفعيل در اينجا مراد دستخط و فرمان پادشاه كه به مهر رسيده باشد ( 14 ) - مواضعت : مواضعه يا قرارداد ( 15 ) - مثال : بكسر اول فرمان - معنى جمله : بو سهل پاسخهاى لازم را بمواد مواضعه و در مورد ديوان رسالت و منشيان داد ( 16 ) - معما نهادم : رمزى قرار داديم تا نامه‌ها به معما يعنى سخن رمزآميز نوشته شود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 960 شمارهء ( 3 ) ( 17 ) - عيد اضحى : عيد قربان - اضحى بفتح اول و سكون دوم و الف مقصوره در آخر ، روز قربان ( 18 ) - خضراء : چمن باغ ( 19 ) - از بر ميدان : بالاى ميدان - از بر بمعنى روى و بالاى و بر ، فردوسى فرمايد : بفرمود پس تا منوچهر شاه * نشست از بر تخت زر با كلاه ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 20 ) - آراميده : ساكت و ساكن ، صفت عيد ( 21 ) - مشغله : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم شور و بانگ ( 22 ) - معنى جمله : مردم اين گونه عيد گرفتن را بدشگون شمردند ( 23 ) - روز يكشنبه : به حساب قرينهء پيش اين بايد دوشنبه باشد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 24 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم كيسهء محتوى نامه ( 25 ) - دربند شكورد : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « اين كلمه هيچ جا پيدا نشد و احتمال غلط مىرود » - در بند بمعنى راه تنگ در كوه و گذرگاه ( 26 ) - حلقه برافگنده و چند جاى بر در زده : حلقه بر كيسه نامه نصب كرده و چند جاى آن مهر شده ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 458 شمارهء ( 16 ) ( 27 ) - معنى جمله : سلطان در اندرون سراى براى آگاهى از خبر چاپار به خلوت نشست ( 28 ) - هول‌كارى : كارى هولناك و ترس‌آور ، صفت و موصوف ( 29 ) - انهى : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم ممال انها مخفف انهاء بمعنى خبر دادن ( 30 ) - مدد : در اينجا مراد تأييد خبر ص 983 ( 1 ) - اراجيف : بفتح اول سخنهاى دروغ و بىاصل جمع ارجاف بفتح اول و سكون دوم ( 2 ) - معنى جمله : كشف رمز كردم ( 3 ) - تعبيه كرده : مجهز و آراسته و آمادهء نبرد ( 4 ) - راست كه : همين‌كه ( 5 ) - بغلان : بفتح اول و سكون دوم شهرى در حوالى بلخ ( 6 ) - يله كردند : ترك كردند ( 7 ) - داود : برادر طغرل ( 8 ) - حجت را : براى اتمام حجت - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « شايد : جنگ را حاجبى » ( 9 ) - پذيره : پيشواز و استقبال ( 10 ) - نمود : نشان داد ( 11 ) - آويزشى قوى : زدوخورد و جنگى سخت ( 12 ) - كمينها